مرتضى مطهرى
144
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
. . . ولى رفته رفته در نتيجهء انتشار و رسوخ آن قسمت از تعاليم اسلام كه دنيا را جيفهاى فانى و زندان مؤمن مىدانست و رواج فلسفهء هندى با آن اصول منفى و فناء فى اللهى ، ملت ايران به يك بىعلاقگى به زندگانى مادى خوگر شد كه تسلى بخش انديشهء چاره جوى او بود . بدين ترتيب مىبينيم كه تعاليم اسلام مثل گناه شمردن جمع ثروت و مال ، تحريم صنايع مستظرفه ، روزى را مقسوم و سرنوشت بشر را مقدّر و محتوم شمردن و متوسل به قضا و قدر شدن ، با فلسفهء اشراق و اصول تصوف كه در به دو امر به صورت يك مقاومت منفى از طرف مخالفين اسلام جلوهگر شده بود در هم آميخت . اعتقاد به فلسفهء تقدير در ايران رواج بسيار گرفت و در نتيجهء آن ، حيات مادى ايران به پريشانى و ويرانى گراييد . قطع علائق دنيوى ، تنبلى ، ويرانه نشينى ، خراباتيگرى ، گدايى و دريوزگى همه از نتايجى بود كه درست يا نادرست از مذهب اسلام گرفتند . اين تعاليم در ايران رونق يافته ، مقدمهء يك انحطاط اجتماعى را فراهم مىنمود . » اين نويسنده از طرفى مىگويد دين اسلام براى ايجاد مركزيت در يك جامعهء ابتدايى مثل عربستان كاملًا ضرورى بود و از طرف ديگر تنبلى ، ويرانه نشينى ، خراباتيگرى ، گدايى و دريوزگى را محصول تعاليم اسلامى مىداند . چطور ممكن است كه تعليماتى اينچنين قادر باشد حتى جامعهاى مثل عربستان آن روز را مركزيت و وحدت و قدرت بدهد ؟ ثانياً اگر چنان بود بايد ملل اسلامى از ابتداى نفوذ اسلام در ميان آنها دچار رخوت و سستى و انحطاط مىشدند ، در كار زندگى به عنوان اينكه دنيا جيفه است لاقيد مىگشتند و دست روى دست گذاشته همه چيز را حواله به تقدير مىكردند و خود خراباتى مىشدند ، و حال آنكه طبق گواهى قطعى تاريخ ، با ظهور اسلام در مردم منطقهاى وسيع از شمال افريقا تا شرق آسيا حيات و جنبش و نهضتى عظيم و وسيع پديد آمد و تمدنى كم نظير پايه گذارى شد و تا شش قرن ادامه يافت و پس از آن ، ركود و جمود و روح خراباتيگرى بر مردم اين منطقه مسلط گشت . اين نويسنده ، دانسته يا ندانسته مبارزهء اخلاقى اسلام را با پول پرستى و اينكه نبايد هدف زندگى تحصيل درآمد و انباشتن ثروت باشد ، به حساب گناه شمردن كار و فعاليت و كسب و صنعت و توليد ثروت هرچند به منظور خدمت و توسعهء زندگى